اولین کسی که بهش دست زدم سلام.من رضا هستم.17 سالمه از اصفهان.راستش خیلی مسخرست ولی من الان توی مهمترین دوران عمرم ینی دادن کنکور هستم اما......!!!!امروز 18.10.92 هستش که دارم مینویسم.هفت ماه پیش دقیقا توی امتحانات نهایی سال سوم دبیرستان،با یه دختر نسبتا خوشگل به نام شقایق دوست شدم.شقایق خوشگله،چهره ی قشنگی داره و چشمای قهوه ای داره.وای خدا وقتی خورشید تو چشمام میتابه،چشماش آدمو دیوونه میکنه.از قدش بگم که 168 و وزنش 59 هستش.وای که نمیدونین چه بدنی داره.چه کمر و باسنی داره.ادم قاطی میکنه.اما شقایق از من بزرگتره.اونم منو خیلی دوس ااره.خستتون نکنم.اواخر شهریور بود که از مشهد برگشتیم و بعد 7 روز شقایقو دیدمش و جلوش زدم زیر گریه از بس دلم واسش تنگ شده بود.خیلی زیاد.خلاصه شاید باورتون نشه ولی وسط پارک حدود 10 دقیقه وسط پارک ازش لب گرفتم.اون بدتر بود و بیشتر لبای منو میخورد.اونروز سینه هاشم خوردم و گذشت تا حدود 20 روز پیش.گواهینامه ندارم ولی معمولا با ماشین میرم.اونروز که ماشین برده بودم شقایق اومد تو ماشین و رفتم یجای خلوت.هیچوقت نمیخوام شقایق اذیت بشه و هیچوقت کاری رو که نخواد نمیکنم.خلاصه من پشت فرمون بودم و اونو کشوندمش سمت خودم.دستمو انداختم دور گردنشو شروع کردم به لب گرفتن ازش.وای چه لبای داغی داشت.چقدر نرم بودن.دلم میخواست همیشه لباش رو لبام بود.خلاصه تو همین حین،دکمه های .مانتوشو باز کزدم. یه سوتین صورتی ناز پوشید بود . یکم دادمش پایین تا سینه هاش بیاد بیرون.واای که چه هلو های نازی داشت.خلاصه عین یه بچه کوچولو افتادم به جون سینه هاش و لیسشون میزم و اونم دستشو گذاشته بود پشت سرم و هی فشار میداد.منم نوک قهوه ای کمرنگ سینه هاشو میخوردم و گاز میگرفتم.خیلی خوشش میومد و صدای اه و ناله هاش در اومده اومد.خلاصه خودش سرمو اورد بالا و لبامو وحشیانه میخورد.یه شلوار مخمل نرم پوشیده بود که راحت دستم رفت لای پاهاش.نمیدونم چرا کسش خیس نشده بود!!!!!!خلاصه از روی شرت یکم کسشو مالیدم و اونم داشت گردنمو بوس میکرد.دستمو از زیر شرت بردم روی کسشو برای اولین بار توی عمرم کس یه دختر اونم عشقم شقایق رو لمس کردم.یکم که با انگشتم بهش ور رفتم که کم کم خیس شد وشقایق توی گوشم مصل چی داشت اه و ناله میکرد.انگشتم که خیس شد آروم کردم توی کسش که دیدم یه نفس عمیق کشید.انگشتمو عقب جلو میکردم و لباشو میخوردم و دستشو گذاشته بود پشت گردنم .من از این کار خیلی خوشم میاد!!!!!!!!خلاضه حرکت انگشتمو تند تر کردم و شقایق بلند بلند از ته دلش اه و ناله میکرد.هی گفت وای رضا بسه بسه.اما نمیدونم چرا میگفت بسه با اینکه داشت حال میکردم.حدود 20 دقیقه همین کارو کردم . که یهو دیدم لرزید و تو بغلم ول شد!!!!خایه هام چسبید زیر گلوم گفتم مرد!!!ولی دیدم دستم یهو خیس شد و فهمیدم آبش اومده.خلاصه لباشو خوردم و نازش کردم و قربون صدقش رفتم تا حالش جا اومدو ازشم تشکر کرد.خیلی حال کردم با اینکه تا حالا ارضام نکرده.دوس ندارم اون کیرمو دست بزنه یا بخوره چون اون دوست نداره.فقط یکی دوبار از روی شلوار ماالیده برام.من شقایق رو خیلی دوسش دارم.هیچوقت هم نمیکنمش چون دوس نداره .البته شاید توی خونه خالی راضی بشه بکنمش.ولی من اهل سکس نیستم.دوس دارم بیشتر طرفم خیلی حال کنه.به نظرم پسرای توی سن من دنبال سکس نباشن .چون خدا حالتونو میگیره.بدبختتون میکنه.به غیر سکس راضی باشین.هرچن اوناروهم خدا بدش میاد.ولی سکس بدترین چیزه با نامحرم.داستانای دیگم با شقایق داشتم حتی یبارم کسشو خوردم.